مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت | تغییر اقلیم؛ تشدیدکننده‌ی فقر و نابرابری در جوامع آسیب‌پذیر

مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت | تغییر اقلیم؛ تشدیدکننده‌ی فقر و نابرابری در جوامع آسیب‌پذیر
سایت دانشگاه | 12 خرداد 1405
logo

مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت

دانشگاه علوم پزشکی تهران

  • تاریخ انتشار : 1405/03/03 - 11:51
  • تعداد بازدید کنندگان خبر : 20
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

تغییر اقلیم و نابرابری در جوامع آسیب‌پذیر

تغییر اقلیم؛ تشدیدکننده‌ی فقر و نابرابری در جوامع آسیب‌پذیر

در این مقاله تغییر اقلیم و تاثیر آن بر نابرابری در جوامع آسیب‌پذیر از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تغییر اقلیم و نابرابری در جوامع آسیب‌پذیر

مقدمه

تغییر اقلیم دیگر یک پیش‌بینی علمی برای آینده دور نیست؛ بلکه واقعیتی ملموس است که ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جهان را به‌طور بنیادین دگرگون کرده است. اگرچه گرمایش جهانی پدیده‌ای فراگیر است، اما پیامدهای آن به‌هیچ‌وجه به‌طور مساوی توزیع نمی‌شود. جوامع آسیب‌پذیر، که کمترین سهم را در انباشت گازهای گلخانه‌ای در جو زمین داشته‌اند، اکنون در خط مقدم پیامدهای مخرب آن قرار دارند. این مقاله به بررسی چرایی و چگونگیِ تبدیل شدن تغییر اقلیم به موتور محرک فقر و نابرابری می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این پدیده، شکاف‌های تاریخی و طبقاتی را عمیق‌تر کرده است.

مکانیسم‌های اقتصادی انتقال شوک‌های اقلیمی به جوامع فقیر

تغییر اقلیم برای جوامع آسیب‌پذیر به معنای یک شوک مستمر است که در دو سطح معیشتی و زیرساختی عمل می‌کند. نخست، وابستگی شدیدِ اقشار کم‌درآمد به منابع طبیعی؛ بخش بزرگی از جمعیتِ زیر خط فقر در کشورهای در حال توسعه، در بخش‌های کشاورزی دیم، صید سنتی و دامداری اشتغال دارند. این فعالیت‌ها به شدت به ثبات الگوهای بارش و دما وابسته‌اند. افزایش فرکانس خشکسالی‌ها و سیل‌های ناگهانی، به معنای کاهشِ مستقیمِ بهره‌وری و نابودی سرمایه‌های تولیدی (دام، بذر و زمین) است.

دوم، مکانیسمِ «بدهی اقلیمی» است. وقتی یک خانوار فقیر در اثر یک بلایای طبیعی، تمام اندوخته‌های خود را از دست می‌دهد، برای بقا مجبور به استقراض می‌شود. از آنجا که این جوامع اغلب به سیستم‌های بانکی رسمی دسترسی ندارند، در دام نرخ‌های بهره سنگینِ غیررسمی گرفتار می‌شوند. این چرخه، آن‌ها را برای سال‌ها در فقر محبوس می‌کند و عملاً امکان بازیابی اقتصادی (Recovery) را از بین می‌برد.

تغییر اقلیم به مثابه «تکثیرکننده نابرابری»

تغییر اقلیم را باید «تکثیرکننده نابرابری» (Inequality Multiplier) دانست. این پدیده نه تنها فقر مطلق را افزایش می‌دهد، بلکه نابرابری‌های موجود را نیز بازتولید و تشدید می‌کند.

الف) نابرابری در ظرفیت انطباق: ظرفیت سازگاری (Adaptation Capacity)، تابعی از ثروت است. طبقات مرفه با دسترسی به تکنولوژی‌های نوین کشاورزی، سیستم‌های آبیاری قطره‌ای، بیمه‌های کشاورزی پیشرفته و مسکن مقاوم، می‌توانند اثرات مخرب تغییر اقلیم را مدیریت کنند. در مقابل، جوامع آسیب‌پذیر با ابزارهای سنتی و محدود، در برابر شوک‌ها کاملاً بی‌دفاع هستند. این شکاف در ظرفیت دفاعی، باعث می‌شود که یک رویداد اقلیمی مشابه، برای یک گروه ثروتمند «هزینه‌ای قابل مدیریت» و برای یک گروه فقیر «فاجعه‌ای بازگشت‌ناپذیر» باشد.

ب) مهاجرت‌های اجباری و حاشیه‌نشینی: زمانی که زمین دیگر ظرفیت سکونت یا کشت را ندارد، مهاجرت به تنها استراتژی بقا تبدیل می‌شود. این مهاجران اقلیمی معمولاً به حاشیه کلان‌شهرها رانده می‌شوند. این جابجایی نه تنها باعث از دست رفتن سرمایه اجتماعیِ بومی می‌شود، بلکه فشار مضاعفی را بر خدمات شهری (آب، برق، مسکن) وارد کرده و به گسترش زاغه‌نشینی و مشاغل غیررسمی می‌انجامد که خود بستری برای تشدید نابرابری شهری است.

ابعاد اجتماعی و سلامت

تغییر اقلیم فراتر از معیشت، بر سلامت عمومی نیز اثرات نابرابر دارد. مطالعات نشان می‌دهند که با گرم شدن زمین، گستره جغرافیایی بیماری‌های ناقل مانند مالاریا و تب دنگی تغییر کرده و به مناطق جدیدی نفوذ می‌کند. جوامع آسیب‌پذیر به دلیل فقدان پوشش بیمه سلامت و دسترسی محدود به مراکز درمانی، هزینه‌های سنگین‌تری را بابت درمان بیماری‌های مرتبط با گرما و آلودگی می‌پردازند. همچنین، سوءتغذیه ناشی از کاهش کیفیت و کمیت محصولات کشاورزی، منجر به عقب‌ماندگی در شاخص‌های رشد کودکان در این جوامع می‌شود که این خود نابرابری در سرمایه انسانی را برای نسل‌های آتی تضمین می‌کند.

عدالت اقلیمی: ضرورت سیاست‌گذاری

در مواجهه با این بحران، مفهوم «عدالت اقلیمی» بیش از هر زمان دیگری اهمیت می‌یابد. عدالت اقلیمی بر این اصل استوار است که اقدامات باید مبتنی بر «مسئولیت‌های مشترک اما متمایز» باشد.

۱. تأمین مالی سازگاری: کشورهای صنعتی که مسئولیت تاریخی سنگینی در انتشار کربن دارند، باید منابع مالی لازم برای انتقال فناوری و ایجاد زیرساخت‌های مقاوم در کشورهای آسیب‌پذیر را فراهم کنند. بدون این جریان مالی، کشورهای فقیر محکوم به شکست در مسیر توسعه پایدار هستند.

۲. حمایت‌های اجتماعی هدفمند: ایجاد چترهای حمایتی مانند «بیمه‌های اقلیمی» برای کشاورزان خُرد، می‌تواند ریسکِ نابودی معیشت را کاهش دهد. دولت‌ها باید سیستم‌های انتقال نقدینگی مستقیم (Cash Transfer) را در زمان وقوع بحران‌های اقلیمی طراحی کنند تا از ریزش خانوارها به زیر خط فقر جلوگیری شود.

۳. توانمندسازی جوامع محلی: دانش بومی در کنار مدیریت علمی، باید در مرکز برنامه‌های تاب‌آوری قرار گیرد. مشارکت دادنِ زنان، جوانان و گروه‌های حاشیه‌نشین در مدیریت منابع آب و خاک، باعث افزایش مشروعیت و اثربخشی سیاست‌های سازگاری می‌شود.

نتیجه‌گیری

تغییر اقلیم صرفاً یک چالش محیط‌زیستی نیست؛ بلکه بحرانی در بطن عدالت اقتصادی است. اگر سیاست‌گذاری‌های جهانی و ملی نتوانند «عدالت توزیعی» را در مدیریت پیامدهای اقلیمی بگنجانند، شاهد واگرایی بیشتر میان جوامع خواهیم بود. در این صورت، تغییر اقلیم می‌تواند دستاوردهای نیم‌قرن اخیر در کاهش فقر جهانی را با سرعتی غیرقابل‌تصور خنثی کند.

آینده‌پژوهی در این حوزه نشان می‌دهد که تاب‌آوریِ سیستم جهانی، وابسته به تاب‌آوریِ ضعیف‌ترین حلقه‌های آن است. بنابراین، کمک به جوامع آسیب‌پذیر برای ایستادگی در برابر تغییرات اقلیمی، نه یک امر خیرخواهانه، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای ثبات اقتصادی و صلح جهانی در قرن بیست و یکم است. تغییر اقلیم، آزمونی بزرگ برای اراده سیاسی بشریت در جهت برقراری عدالت در جهانی است که بیش از هر زمان دیگری به هم پیوسته است.

  • کد خبر : 321645
الهام کیقبادی
تهیه کننده:

الهام کیقبادی

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

ارسال نظر

نظر خود را وارد نمایید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *
متن مورد نظر خود را جستجو کنید
تنظیمات پس زمینه