پیامدهای تغییر اقلیم بر محیطهای کوهستانی و جمعیتهای وابسته
تغییر اقلیم چه تاثیری بر محیط های کوهستانی و جمعیت های وابسته دارد؟
در این مقاله، اثرات تغییر اقلیم بر محیط های کوهستانی و جمعیت های وابسته از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار میگیرد.

مقدمه
کوهها حدود ۲۲ درصد سطح خشکی زمین را پوشش میدهند و بیش از ۹۰۰ میلیون نفر مستقیماً در این نواحی زندگی میکنند. افزون بر این، بیش از نیمی از جمعیت جهان به منابع آب کوهستانی وابستهاند. در سالهای اخیر، شواهد علمی متعددی نشان دادهاند که تغییر اقلیم تأثیرات قابلتوجهی بر محیطهای کوهستانی گذاشته است، از جمله ذوب یخچالها، تغییر پوشش گیاهی، افزایش فرکانس بلایای طبیعی و تهدید امنیت معیشتی جوامع کوهستانی.
۱. تغییر دما و تأثیرات آن در کوهستانها
افزایش دما یکی از بارزترین نشانههای تغییر اقلیم است که تأثیرات خاص و شدیدی بر محیطهای کوهستانی دارد. مطالعات نشان میدهند که دمای مناطق کوهستانی با سرعتی تقریباً دو برابر میانگین جهانی در حال افزایش است؛ این پدیده به "گرمایش تقویتشده کوهستانی" (Elevational Amplification) مشهور است. افزایش دما منجر به کاهش پوشش برفی (Snow Cover Duration) میشود. این تغییر نهتنها تعادل هیدرولوژیکی منطقه را به هم میزند، بلکه بر زمانبندی ذوب برف تأثیر میگذارد. در گذشته، ذوب برف تدریجی و در طول فصلهای گرمتر رخ میداد، اما اکنون این ذوب زودتر آغاز شده و منجر به روانابهای زودهنگام و کاهش جریان رودخانهها در ماههای گرم سال میشود، زمانی که نیاز به آب بیشتر است. همچنین تغییر دما بر چرخههای زیستی (Phenology) گیاهان و جانوران کوهستانی تأثیر گذاشته و موجب ناهماهنگی زمانی میان گونهها و منابع غذایی آنها شده است. بهعنوان مثال، برخی پرندگان کوهستانی زودتر از موعد به مناطق تولید مثل مهاجرت میکنند، اما ممکن است منابع غذایی لازم در دسترس نباشد.
۲. کاهش یخچالهای طبیعی و منابع آب
یخچالهای طبیعی از اصلیترین ذخایر آبی مناطق کوهستانی هستند که طی هزاران سال تشکیل شدهاند. این یخچالها بهویژه در فصل خشک سال منبع اصلی تأمین آب برای میلیونها نفر در پاییندست بهشمار میروند. با افزایش دما، نرخ ذوب این یخچالها به طرز بیسابقهای افزایش یافته است. برای مثال، در رشتهکوههای آلپ، از سال ۱۹۸۰ تا کنون بیش از ۵۰٪ حجم یخچالها از بین رفتهاند. در هیمالیا نیز پیشبینی میشود که تا پایان قرن بیستویکم، تا ۶۰٪ یخچالهای موجود ذوب شوند، حتی اگر اهداف توافق پاریس نیز رعایت شود. در ایران نیز یخچالهای زاگرس و البرز با سرعتی نگرانکننده در حال کاهش هستند. کاهش یخچالها دو اثر متناقض دارد: در کوتاهمدت ممکن است روانابها افزایش یابد و منجر به سیلاب و فرسایش خاک شود، اما در بلندمدت کاهش حجم ذخایر یخی، جریانهای رودخانهای را کاهش داده و بحران کمآبی را تشدید خواهد کرد. علاوه بر آن، ریزش ناگهانی سدهای یخی و تشکیل دریاچههای یخچالی میتواند منجر به وقوع "سیلابهای ناگهانی یخچالی" (GLOFs) شود که خسارات جانی و مالی سنگینی در پی دارند.
۳. تغییرات در تنوع زیستی کوهستانها
اکوسیستمهای کوهستانی با وجود شرایط محیطی سخت، زیستگاههای منحصر بهفردی برای گونههای بومی فراهم کردهاند. اما تغییر اقلیم این اکوسیستمهای ظریف را با تهدیدهای جدی مواجه کرده است. افزایش دما باعث "جابجایی ارتفاعی گونهها" (Altitudinal Range Shift) شده است. به این معنا که گونهها برای یافتن شرایط مناسبتر به ارتفاعات بالاتر مهاجرت میکنند. اما این مسیر مهاجرتی همواره ممکن نیست؛ در قلهها فضایی برای حرکت بیشتر وجود ندارد، بنابراین گونهها در معرض خطر انقراض قرار میگیرند. از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی میتواند به نفع گونههای مهاجم و بیماریزا باشد که پیشتر قادر به بقا در ارتفاعات نبودهاند. این گونهها با ورود به اکوسیستمهای حساس، رقابت را برای گونههای بومی دشوارتر میکنند. همچنین تغییرات در زمان گلدهی، گردهافشانی و فعالیتهای جانوری میتواند به عدم هماهنگیهای اکولوژیکی (Phenological Mismatches) منجر شود. یکی دیگر از پیامدها کاهش تنوع ژنتیکی است، چرا که جمعیتهای جداشده کوهستانی در مواجهه با تغییرات سریع اقلیمی فرصت تطابق ژنتیکی را ندارند. همه این عوامل در کنار هم زیستپذیری محیطهای کوهستانی را بهشدت کاهش دادهاند.
۴. افزایش بلایای طبیعی و ریسکهای ژئوفیزیکی
با تغییر الگوهای بارندگی و افزایش دما، وقوع بلایای طبیعی در مناطق کوهستانی در حال افزایش است. بارشهای شدیدتر و غیرقابل پیشبینی باعث افزایش خطر رانش زمین، فرونشستها، و سیلابهای ناگهانی شدهاند. به طور خاص، تثبیتناپذیری زمین ناشی از ذوب پرشتاب برف و یخ، در کنار از بین رفتن پوشش گیاهی در ارتفاعات، زمینهساز فرسایش شدید و لغزشهای زمینی شده است. علاوه بر آن، آتشسوزیهای گسترده جنگلی نیز با افزایش دما و کاهش رطوبت، در نواحی مرتفع مانند کوههای مدیترانهای، زاگرس، و راکی شدت یافتهاند. رخدادهای ژئوفیزیکی مانند بهمنهای برفی نیز تحت تأثیر گرمایش سریعتر، رفتار متفاوتی پیدا کردهاند. فصل وقوع بهمنها گستردهتر شده و پیشبینی آنها دشوارتر گشته است. از سوی دیگر، آب شدن لایههای زیرسطحی یخی میتواند موجب ناپایداری سازههای انسانی نظیر جادهها، پلها، و خطوط انتقال نیرو در مناطق مرتفع شود. تمامی این پدیدهها، نهتنها مخاطرات مستقیم برای ساکنان کوهستان ایجاد میکنند، بلکه زیرساختهای ارتباطی، دسترسی به خدمات، و امنیت سکونتگاهها را نیز به خطر میاندازند.
۵. اثرات اقتصادی و معیشتی بر جوامع کوهستانی
جوامع کوهستانی عمدتاً به اقتصاد معیشتی وابستهاند که شامل کشاورزی کوهستانی، دامداری سنتی، بهرهبرداری از جنگلها، صنایع دستی و گردشگری است. تغییر اقلیم با تأثیرگذاری مستقیم بر منابع طبیعی و شرایط محیطی، این پایههای معیشتی را با تهدید مواجه کرده است. در بخش کشاورزی، افزایش دما، کاهش بارندگی و نوسانات شدید آبوهوایی موجب کاهش بهرهوری محصولات زراعی شده است. در بسیاری از نواحی کوهستانی، آب مورد استفاده در کشاورزی از برف و یخهای ذوبشده تأمین میشود، و با کاهش این منابع، زمانبندی و میزان تولید محصولات کشاورزی دچار اختلال شده است. محصولات بومی حساس به شرایط اقلیمی از بین رفتهاند و نیاز به تغییر الگوی کشت بیش از پیش احساس میشود. دامداری نیز تحت تأثیر تخریب مراتع، کمآبی و افزایش بیماریهای دامی آسیب دیده است. بسیاری از خانوادههای کوهنشین که به دامپروری سنتی وابستهاند، شاهد کاهش چشمگیر درآمد خود بودهاند. گردشگری، بهویژه گردشگری زمستانی و طبیعتگردی، که یکی از منابع اصلی درآمدی در برخی مناطق کوهستانی است، نیز تحت تأثیر کاهش برف و کوتاهتر شدن فصل اسکی، وقوع بلایای طبیعی، و کاهش جذابیتهای طبیعی دچار افت شده است. مجموعه این عوامل موجب ناپایداری اقتصادی، کاهش فرصتهای شغلی، افزایش فقر و در برخی موارد مهاجرت اقلیمی از نواحی کوهستانی به مناطق شهری شده است. این مهاجرتها علاوه بر تخلیه تدریجی نواحی مرتفع، فشار مضاعفی بر زیرساختها و خدمات شهری ایجاد میکند.
۶. آسیبپذیری اجتماعی و نابرابریها
تغییر اقلیم در کوهستانها نهتنها یک بحران محیطزیستی است، بلکه بهطور جدی بر عدالت اجتماعی تأثیر میگذارد. جوامع ساکن در مناطق کوهستانی اغلب در حاشیه جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی قرار دارند. آنها دسترسی محدودی به زیرساختهای بهداشتی، آموزشی، حملونقل و خدمات مالی دارند، که این امر آسیبپذیری آنها را در برابر شوکهای اقلیمی افزایش میدهد. زنان در جوامع کوهستانی اغلب مسئول مدیریت منابع آب و غذا در سطح خانواده هستند. با کاهش منابع و افزایش فشارها، بار کاری آنها افزایش یافته و نقش آنها در تأمین معیشت نیز سنگینتر شده است. اما همچنان دسترسی برابر به منابع، آموزش و تصمیمگیری برای آنها محدود باقی مانده است. همچنین جوامع بومی (indigenous communities) که دانش سنتی غنی در خصوص اکوسیستمهای کوهستانی دارند، اغلب در تصمیمگیریهای اقلیمی مشارکت داده نمیشوند. در حالیکه استفاده از دانش بومی میتواند راهکارهای مناسبی برای تطبیق با تغییر اقلیم فراهم کند. تغییر اقلیم، شکافهای طبقاتی و منطقهای را نیز تشدید میکند؛ چراکه جوامع فقیرتر که وابستگی بیشتری به منابع طبیعی دارند، در مقایسه با جوامع ثروتمندتر که از امکانات تطبیقی بیشتری برخوردارند، بیشتر آسیب میبینند. این نابرابریها میتوانند به بیثباتیهای اجتماعی و درگیریهای منابع نیز منجر شوند.
۷. پیامدهای بر امنیت غذایی و منابع طبیعی
تغییر اقلیم تهدیدی جدی برای امنیت غذایی در مناطق کوهستانی بهشمار میرود. در این مناطق، زمینهای قابل کشت محدود بوده و به دلیل شیب زیاد، فرسایش خاک و کمآبی، کشاورزی همیشه با چالش روبهرو بوده است. تغییرات اقلیمی این چالشها را تشدید کرده و موجب کاهش پایداری سیستمهای غذایی شده است. افزایش نوسانات اقلیمی مانند بارشهای شدید یا خشکسالیهای ناگهانی، موجب کاهش پیشبینیپذیری تولیدات کشاورزی شدهاند. کشاورزان دیگر نمیتوانند به الگوهای سنتی کشت و برداشت اعتماد کنند، و نبود زیرساختهای حمایتی برای بیمه محصولات، ذخیرهسازی و بازاریابی، وضعیت را پیچیدهتر کرده است. در کنار این، منابع طبیعی مانند جنگلها، مراتع و آبهای سطحی که نقش مهمی در تأمین غذا، سوخت و مواد خام ایفا میکنند نیز تحت فشار قرار گرفتهاند. بهرهبرداری بیش از حد، آتشسوزیهای جنگلی، و کاهش بارشها منجر به کاهش کیفیت و کمیت این منابع شده است. این شرایط منجر به نوعی "چرخه معیوب بهرهبرداری و تخریب" میشود: جوامع برای جبران کاهش منابع، استفاده بیشتری از آنها میکنند، که خود باعث تسریع روند تخریب میشود. در چنین شرایطی، راهکارهایی نظیر کشاورزی اقلیمپایدار، تقویت سیستمهای محلی غذا، حفاظت مشارکتی از منابع طبیعی، و آموزش جوامع در زمینه مدیریت منابع اهمیت دوچندانی پیدا میکنند.
۸. اقدامات تطبیقی و راهکارهای سیاستی
برخی از اقدامات توصیهشده برای کاهش آسیبپذیری محیطهای کوهستانی در برابر تغییر اقلیم عبارتاند از:
مدیریت یکپارچه منابع آب با تمرکز بر ذخیرهسازی آب و بازچرخانی.
توسعه زیرساختهای مقاوم به اقلیم در مناطق کوهستانی.
حفاظت و احیای پوشش گیاهی برای تقویت پایداری خاک.
توانمندسازی جوامع محلی و گنجاندن دانش بومی در سیاستگذاریها.
پایش و پایش مستمر تغییرات اقلیمی با کمک فناوریهای نوین مانند تصاویر ماهوارهای و GIS.
نتیجهگیری
محیطهای کوهستانی به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی، زیستی و انسانی، از آسیبپذیرترین اکوسیستمها در برابر تغییر اقلیم محسوب میشوند. تأثیرات این پدیده نهتنها جوامع ساکن در ارتفاعات، بلکه مناطق پاییندست را نیز تهدید میکند. سیاستگذاری علمی، رویکردهای میانرشتهای، مشارکت جوامع محلی و استفاده از فناوریهای نوین میتواند به کاهش اثرات و افزایش تابآوری کمک کند.
ارسال نظر