مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت | تأثیر بیابان‌زایی و تغییر اقلیم بر سلامت انسان و پایداری جوامع

مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت | تأثیر بیابان‌زایی و تغییر اقلیم بر سلامت انسان و پایداری جوامع
سایت دانشگاه | 12 مرداد 1405
logo

مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت

دانشگاه علوم پزشکی تهران

  • تاریخ انتشار : 1405/04/27 - 13:48
  • تعداد بازدید کنندگان خبر : 36
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

بیابان زایی و تغییراقلیم

تأثیر بیابان‌زایی و تغییر اقلیم بر سلامت انسان و پایداری جوامع

در این مقاله موضوع تأثیر بیابان‌زایی و تغییر اقلیم بر سلامت انسان و پایداری جوامع از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بیابان زایی

مقدمه

بیابان‌زایی و تغییر اقلیم دو پدیده به‌هم‌پیوسته و تقویت‌کننده یکدیگرند که به یکی از مهم‌ترین تهدیدهای محیط‌زیستی، بهداشتی و اجتماعی قرن حاضر تبدیل شده‌اند. بیابان‌زایی صرفاً به معنای گسترش بیابان‌ها و شن‌زارها نیست، بلکه فرایندی شامل تخریب سرزمین، کاهش حاصلخیزی خاک، از بین رفتن پوشش گیاهی، افت تنوع زیستی و کاهش ظرفیت تولیدی و اکولوژیک مناطق خشک، نیمه‌خشک و خشک نیمه‌مرطوب است.

در کنار آن، تغییر اقلیم با افزایش دمای متوسط، تغییر الگوی بارش، تشدید خشکسالی‌ها، افزایش رخدادهای حدی و کاهش رطوبت خاک، روند تخریب سرزمین را تسریع می‌کند. برهم‌کنش این دو پدیده، پیامدهایی فراتر از محیط‌زیست دارد و سلامت جسمی و روانی انسان، امنیت غذایی، معیشت، مهاجرت، عدالت اجتماعی و پایداری جوامع را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

1- ارتباط متقابل بیابان‌زایی و تغییر اقلیم

تغییر اقلیم از طریق افزایش دما، کاهش بارندگی در برخی مناطق، افزایش تبخیر و تعرق و طولانی‌تر شدن دوره‌های خشکسالی، زمینه را برای فرسایش خاک و کاهش پوشش گیاهی فراهم می‌کند. از سوی دیگر، تخریب سرزمین و از بین رفتن پوشش گیاهی، توان خاک و اکوسیستم‌ها را برای ذخیره کربن کاهش می‌دهد و می‌تواند روند گرمایش جهانی را تشدید کند.

به این ترتیب، بیابان‌زایی و تغییر اقلیم در قالب یک چرخه بازخوردی عمل می‌کنند: تغییر اقلیم موجب تشدید تخریب سرزمین می‌شود و تخریب سرزمین نیز ظرفیت سازگاری اکوسیستم‌ها و جوامع با تغییر اقلیم را کاهش می‌دهد. بر اساس گزارش کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مقابله با بیابان‌زایی، تخریب سرزمین علاوه بر کاهش حاصلخیزی و تنوع زیستی، می‌تواند خشکسالی، سیلاب، فقر، مهاجرت و بی‌ثباتی اجتماعی را نیز تشدید کند.

2- طوفان‌های گردوغبار و بیماری‌های تنفسی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بهداشتی بیابان‌زایی، افزایش فراوانی و شدت طوفان‌های شن و گردوغبار است. کاهش پوشش گیاهی، خشک‌شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها، مدیریت نامناسب زمین و منابع آب و فرسایش خاک، سبب می‌شود ذرات سطحی خاک به‌راحتی وارد جو شوند.

سازمان جهانی هواشناسی اعلام کرده است که ذرات گردوغبار می‌توانند هزاران کیلومتر جابه‌جا شوند و کیفیت هوا را در مناطقی دور از کانون اصلی انتشار نیز کاهش دهند. مواجهه کوتاه‌مدت و بلندمدت با این ذرات می‌تواند با تشدید آسم، برونشیت، عفونت‌های تنفسی، کاهش عملکرد ریه و افزایش مراجعات بیمارستانی همراه باشد.

ذرات ریزتر، به‌ویژه ذرات دارای قطر کمتر از 2.52.5 میکرومتر، می‌توانند به بخش‌های عمقی ریه نفوذ کرده و حتی وارد گردش خون شوند. این مواجهه ممکن است التهاب سیستمیک را افزایش دهد و خطر ابتلا یا تشدید بیماری‌های قلبی‌عروقی و تنفسی را بالا ببرد. کودکان، سالمندان، زنان باردار، بیماران قلبی و ریوی و افرادی که در فضای باز کار می‌کنند، در برابر این مخاطرات آسیب‌پذیرترند.

3- تأثیر بر امنیت آب و غذا

تخریب خاک و کاهش حاصلخیزی اراضی کشاورزی، مستقیماً بر میزان و کیفیت تولید مواد غذایی اثر می‌گذارد. هم‌زمان، تغییر الگوی بارش، افزایش دما و کاهش منابع آب، بهره‌وری کشاورزی و دامداری را محدود می‌کند. نتیجه این شرایط می‌تواند افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش دسترسی خانوارهای کم‌درآمد به غذای سالم و تشدید ناامنی غذایی باشد.

ناامنی غذایی نیز پیامدهای مهمی برای سلامت دارد و می‌تواند به سوءتغذیه، کمبود ریزمغذی‌ها، اختلال رشد کودکان، تضعیف سیستم ایمنی و افزایش آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها منجر شود. کودکان، زنان باردار، سالمندان و جوامع روستایی وابسته به کشاورزی و دامداری معمولاً بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند.

کاهش منابع آب همچنین می‌تواند دسترسی به آب سالم و خدمات بهداشتی را محدود کند. استفاده از منابع آب آلوده یا غیربهداشتی، احتمال بروز بیماری‌های منتقله از آب را افزایش می‌دهد. بنابراین، بیابان‌زایی و تغییر اقلیم از طریق ایجاد اختلال در امنیت آب و غذا، بر طیف گسترده‌ای از شاخص‌های سلامت اثر می‌گذارند.

4- پیامدهای روانی و اجتماعی

آثار بیابان‌زایی تنها به بیماری‌های جسمی محدود نمی‌شود. از دست رفتن زمین‌های کشاورزی، کاهش درآمد، نابودی دام‌ها، خشکسالی‌های پی‌درپی و نگرانی درباره آینده می‌تواند موجب اضطراب، افسردگی، احساس درماندگی و فرسودگی روانی شود.

در جوامعی که هویت فرهنگی و معیشت مردم با زمین و منابع طبیعی پیوند خورده است، تخریب سرزمین ممکن است به تضعیف احساس تعلق، کاهش سرمایه اجتماعی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی منجر شود. این وضعیت در صورت نبود حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی، می‌تواند احتمال مهاجرت اجباری و تعارض بر سر منابع محدود، به‌ویژه آب و زمین، را افزایش دهد.

5- مهاجرت اقلیمی و افزایش نابرابری

کاهش ظرفیت تولیدی زمین و از بین رفتن فرصت‌های معیشتی، خانوارها را به مهاجرت از مناطق روستایی به شهرها وادار می‌کند. مهاجران اقلیمی ممکن است در سکونتگاه‌های غیررسمی و مناطقی با زیرساخت‌های محدود ساکن شوند و با مشکلاتی مانند دسترسی ناکافی به آب سالم، دفع نامناسب پسماند، مسکن نامناسب و محدودیت دسترسی به خدمات سلامت مواجه شوند.

پیامدهای بیابان‌زایی و تغییر اقلیم به‌طور مساوی در جامعه توزیع نمی‌شوند. جمعیت‌های کم‌درآمد، کشاورزان، دامداران، کودکان، سالمندان، افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای و ساکنان مناطق خشک معمولاً سهم بیشتری از بار این مخاطرات را تحمل می‌کنند. ازاین‌رو، بیابان‌زایی را باید مسئله‌ای مرتبط با عدالت در سلامت و عدالت اقلیمی نیز در نظر گرفت.

6- تأثیر بر پایداری جوامع و نظام سلامت

پایداری جامعه به توانایی آن برای حفظ عملکردهای اساسی، سازگاری با مخاطرات و بازیابی پس از بحران وابسته است. بیابان‌زایی و تغییر اقلیم با تضعیف اقتصاد محلی، افزایش فقر، مهاجرت و فشار بر زیرساخت‌ها، این توانایی را کاهش می‌دهند.

افزایش بیماری‌های تنفسی و قلبی‌عروقی، سوءتغذیه، مشکلات سلامت روان و بیماری‌های مرتبط با آب و گرما، تقاضا برای خدمات سلامت را افزایش می‌دهد. در مقابل، مراکز بهداشتی و درمانی مناطق آسیب‌پذیر ممکن است با کمبود آب، اختلال در تأمین برق، دشواری دسترسی و محدودیت نیروی انسانی و تجهیزات روبه‌رو شوند. بنابراین، افزایش تاب‌آوری اقلیمی نظام سلامت باید بخشی اساسی از برنامه‌های مقابله با بیابان‌زایی باشد.

7- راهکارهای کاهش خطر و ارتقای تاب‌آوری

مقابله مؤثر با پیامدهای بیابان‌زایی و تغییر اقلیم نیازمند رویکردی میان‌بخشی و سلامت‌محور است. مهم‌ترین اقدامات عبارت‌اند از:

  • جلوگیری از تخریب جدید و احیای اراضی تخریب‌شده؛
  • مدیریت پایدار منابع آب، خاک، مراتع و اراضی کشاورزی؛
  • احیای پوشش گیاهی با استفاده از گونه‌های بومی و سازگار؛
  • کاهش برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی؛
  • توسعه سامانه‌های پایش و هشدار زودهنگام طوفان‌های گردوغبار؛
  • تقویت مراقبت‌های بهداشتی برای جمعیت‌های آسیب‌پذیر؛
  • افزایش آمادگی مراکز درمانی در برابر گرما، خشکسالی و گردوغبار؛
  • حمایت اقتصادی و اجتماعی از کشاورزان، دامداران و خانوارهای در معرض خطر؛
  • مشارکت‌دادن جوامع محلی در برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی مداخلات؛
  • ادغام ملاحظات سلامت در سیاست‌های اقلیمی، کشاورزی و توسعه سرزمین.

جمع‌بندی

بیابان‌زایی و تغییر اقلیم اجزای یک بحران به‌هم‌پیوسته‌اند که سلامت انسان، امنیت آب و غذا، عدالت اجتماعی و پایداری جوامع را به‌طور هم‌زمان تهدید می‌کنند. پیامدهای این بحران از افزایش بیماری‌های تنفسی و قلبی‌عروقی تا سوءتغذیه، مشکلات سلامت روان، مهاجرت و افزایش نابرابری امتداد دارد.

مقابله با این شرایط صرفاً با اقدامات زیست‌محیطی امکان‌پذیر نیست و نیازمند همکاری میان بخش‌های سلامت، محیط‌زیست، کشاورزی، مدیریت منابع آب، برنامه‌ریزی شهری و رفاه اجتماعی است. حفاظت از سرزمین و حفاظت از سلامت انسان باید دو هدف مکمل و جدایی‌ناپذیر تلقی شوند. اتخاذ سیاست‌های مبتنی بر شواهد، تقویت نظام‌های هشدار زودهنگام، احیای اراضی و افزایش تاب‌آوری نظام سلامت می‌تواند آسیب‌پذیری جوامع را کاهش داده و مسیر دستیابی به توسعه‌ای پایدارتر و عادلانه‌تر را هموار سازد.

  • کد خبر : 325931
الهام کیقبادی
تهیه کننده:

الهام کیقبادی

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

ارسال نظر

نظر خود را وارد نمایید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *
متن مورد نظر خود را جستجو کنید
تنظیمات پس زمینه